معنی حسن کاتب
5 بازدید
[ حَ سَ نِ تِ ] (اِخ) ابن محمدبن حسن بن ابن محمد حمدون بغدادی، معروف به ابن حمدون و ملقب به تاج الدین (۵۴۷-۶۰۸ هـ . ق.). او راست: «اخبار الشعرا». (هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۸۰).[ حَ سَ نِ تِ ] (اِخ) ابن محمدبن علی بن حمدون مکنی به ابوسعد بغدادی. درگذشتهٔ ۵۴۶ هـ . ق. او راست: «معرفة الاعمال و الحساب». (هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۷۸).
کلمات همقافیه با «حسن کاتب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تب» برای سرودن شعر