معنی حسن چوپانی

معنی حسن چوپانی

6 بازدید
[ حَ سَ نِ ] (اِخ) ابن تیمورتاش بن چوپان، معروف به امیرشیخ حسن کوچک و حسن چوپانی (۷۳۶ -۷۴۴ هـ . ق.). پس از پدرش حاکم سیواس شد و زوجه اش پنج تن را وادار کرد تا وی را خفه کردند. شمس الدین محمود اصفهانی در تاریخ مرگ حسن چوپانی ساخته است : نویان زمان شیخ حسن چوپانی از حکم قضا و قدر یزدانی در سال «ذمد» در شب روز معراج بر دست زنش تباه شد پنهانی. (دررالکامنة ج ۲ ص ۱۵) (رجال حبیب السیر ص ۳۴) (فهرست تاریخ عصر حافظ) (از سعدی تا جامی) (مرآت البلدان ج ۱ ص ۳۹۶) (نزهةالقلوب ج ۳ ص ۹۶) (شدالازار ص ۱۰۰) (سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۱۶۴) (آتشکدهٔ آذر).

کلمات هم‌قافیه با «حسن چوپانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید