معنی حسن نیشابوری
5 بازدید
[ حَ سَ نِ نی / نَ ] (اِخ) ابن اسحاق بن نبیل معری مکنی به ابوسعید حنفی. درگذشتهٔ ۳۴۸ هـ . ق. او راست: «الرد علی الشافعی فیما یخالف فیه القرآن». (هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۶۹).[ حَ سَ نِ نَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه عثمانی مکنی به ابوعلی. درگذشتهٔ ۴۷۳ هـ . ق. احوال او در هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۷۶ از کتاب «السیاق» از عبدالغافر آمده است.[ حَ سَ نِ نی / نَ ] (اِخ) ابن محمدبن علی واعظ مکنی به ابوالقاسم و ملقب به نظام الدین. درگذشتهٔ ۴۰۶ هـ . ق. او راست: «الحدائق» در وعظ و دو کتاب دیگر او نیز در هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۷۴ یاد شده است.[ حَ سَ نِ نی / نَ ] (اِخ) ابن محمدبن حسین نیشابوری معروف به نظام اعرج. او راست: «غرائب القرآن» که در ۸۲۸ هـ . ق. نگاشته و کتاب «الحساب» و «الجمیلة». (ذریعه ج ۵ ص ۱۴۵ و ج ۷ ص ۷). و رجوع به نظام اعرج شود.[ حَ سَ نِ نی / نَ ] (اِخ) ابن محمدبن حسین نیشابوری معروف به نظام اعرج. او راست: «غرائب القرآن» که در ۸۲۸ هـ . ق. نگاشته و کتاب «الحساب» و «الجمیلة». (ذریعه ج ۵ ص ۱۴۵ و ج ۷ ص ۷). و رجوع به نظام اعرج شود.[ حَ سَ نِ نی / نَ ] (اِخ) رجوع به حسن متکلم و حسن فتال و نظام اعرج شود.
کلمات همقافیه با «حسن نیشابوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر