معنی حسن مقدم
5 بازدید
[ حَ سَ نِ مُ قَ دْ دَ ] (اِخ) او راست: نمایشنامه ای به نام «جعفرخان از فرنگ آمده» که در ۱۳۰۱ هـ . ق. چاپ شده است. (ذریعه ج ۵ ص ۱۰۹) (تاریخ ادبیات معاصر ایران).
کلمات همقافیه با «حسن مقدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر