معنی حسن معدانی
4 بازدید
[ حَ سَ نِ مِ ] (اِخ) ابن رحال مغربی فقیه مالکی. قاضی مکناسة بود و در آنجا در ۱۱۴۰ هـ . ق. درگذشت. او راست: «الارفاق فی مسائل الاستحقاق» و دو حاشیه که در هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۹۸ یاد شده است.
کلمات همقافیه با «حسن معدانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر