معنی حسن مرسی
5 بازدید
[ حَ سَ نِ مَ ] (اِخ) ابن عضدالدوله و برادر متوکل علی اللََّه ملک اندلس بن یوسف بن هود جذامی شاعر صوفی مکنی به ابوعلی بود، و با یهود ارتباط میگرفت و به ایشان علم می آموخت. در مرسیه در ۶۳۳ هـ . ق. / ۱۲۳۶ م. متولد و در دمشق ۶۹۷ هـ . ق. / ۱۲۹۸ م. درگذشت. (زرکلی چ ۱ ص ۲۳۰).[ حَ سَ نِ مَ ] (اِخ) ابن علی بن محمد طائی فقیه اهل مرسیه مکنی به ابوبکر مالکی (۴۱۲-۴۹۸ هـ . ق.). او راست: «المقنع» در شرح لمع. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۷۸).
کلمات همقافیه با «حسن مرسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر