معنی حسن مدرس
6 بازدید
[ حَ سَ نِ مُ دَرْ رِ ] (اِخ) ابن علی بن محمد باقر واعظ فقیه اصفهانی (۱۲۱۰ -۱۲۷۳ هـ . ق.). او راست: جوامع الاصول. (ذریعه ج ۵ ص ۲۴۷). و رجوع به مدرس شود.[ حَ سَ نِ مُ دَرْ رِ ] (اِخ) (سید...) قمشه یی. وکیل شجاع و سخنور باجرأت مجلس شورای ملی که تا آخر عمر علناً با سلطنت پادشاه وقت رضاشاه پهلوی مخالفت میکرد. در شنبهٔ دهم آذرماه هزاروسیصدوشانزده شمسی مطابق با بیست وهشتم رمضان سال هزاروسیصدوپنجاه شش قمری در زندان ترشیز خراسان وفات یافت و مشهور چنان است که او را آنجا هلاک کردند نه آنکه به اجل طبیعی درگذشته باشد. (وفیات معاصرین قزوینی مجلهٔ یادگار سال ۳ ش ۴).
کلمات همقافیه با «حسن مدرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر