معنی حسن لیمویی
6 بازدید
[ حُ نِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) حسن زرد که به سرخی زند و در عرف هند آن را چنپک بزن گویند: گر نگین نیست نگین دان طلا را عشق است حسن لیمویی آن آینه رو هم بد نیست. اشرف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «حسن لیمویی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر