معنی حسن قرمطی
4 بازدید
[ حَ سَ نِ قَ مَ ] (اِخ) ابن احمد جنابی مکنی به ابوسعید قرمطی. از امرای ایشان بود. در حساء متولد و در رملهٔ بصره در ۳۶۶ هـ . ق. درگذشت. وی در دورهٔ عباسی خطری برای دولت بوجود آورد و دمشق را گرفت و مصر را محاصره کرد. (اعلام زرکلی از فوات الوفیات ج ۱ ص ۱۱۵) و ظاهراً این مرد غیر از حسن جنابی گناوه ای است که در ۳۰۱ هـ . ق. کشته شده و بعنوان ابوسعید جنابی در این لغتنامه یاد شده است.[ حَ سَ نِ قَ مَ ] (اِخ) ابن بهرام جنابی (گناوه ای) مکنی به ابوسعید. مقتول در حمام در ۳۰۱ هـ . ق. رجوع به ابوسعید جنابی شود.
کلمات همقافیه با «حسن قرمطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر