معنی حسن قاضیخان
5 بازدید
[ حَ سَ نِ ] (اِخ) ابن منصوربن محمودبن عبدالعزیز اوزجندی ملقب به فخرالدین و مکنی به ابوالمحاسن فرغانی حنفی. درگذشتهٔ ۵۹۲ هـ . ق. او راست: «آداب الفضلاء» در لغت و «امالی» در فقه و «شرح ادب القضاء» و شرح جامع صغیر شیبانی و شرح جامع کبیر او و «المحاضر» و جز آن. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۸۰). و «آداب الفضلاء» وی غیر از «ادات الفضلاء» است که در مقدمهٔ لغتنامه یاد شده است.
کلمات همقافیه با «حسن قاضیخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر