معنی حسن فراهانی
4 بازدید
[ حَ سَ نِ فَ ] (اِخ) مکنی به ابوالحسن. آذربیگدلی گوید: دیوانی در دو هزار بیت دارد. نصرآبادی احوال او را در تذکره ص ۶۱ آورده گوید: دیوان انوری را شرح نگاشت. در تذکرهٔ غنی و ریاض الشعراء، جعفر فراهانی مکنی به ابوالحسن را یاد کرده و گویند ملقب به جلال الدین است و گویا جلال فراهانی در سدهٔ هشتم هجری و ابوالحسن سدهٔ یازدهم هجری را یکی پنداشته اند. (ذریعه ج ۹ ص ۴۰ و ۱۹۶ و ۲۴۵).
کلمات همقافیه با «حسن فراهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر