معنی حسن شسته
[ حُ نِ شُ تَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) حسن در غایت صفا و بها: این حسن شسته ای که تو داری نداشت صبح هر چند گرد چهرهٔ او آفتاب شست. سالک یزدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «حسن شسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر