معنی حسن شاملو
4 بازدید
[ حَ سَ نِ ] (اِخ) ابن حسین خان. دیوانی در سه هزار بیت دارد و از طرف شاه عباس اول حاکم هرات شد و خوشنویس نیز بود. در ۱۰۵۲ هـ . ق. درگذشت. خطاطان وی را با حسن کرمانی ملقب به حسنین کرده اند. احوالش در تذکرهٔ نصرآبادی ص ۲۰ و آتشکدهٔ آذر ص ۱۲ و روز روشن ص ۱۷۲ و تذکرهٔ غنی ص ۴۳ و امتحان الفضلا ج ۲ ص ۴۰ صص ۲۳۵ -۲۵۰ و ذریعه ج ۹ ص ۲۴۳ و ریاض العارفین ص ۶۸ و نمونهٔ خطوط خوش شاهنشاهی و قاموس الاعلام ترکی آمده است.
کلمات همقافیه با «حسن شاملو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر