معنی حسن سکری
5 بازدید
[ حَ سَ نِ سَ کَ ] (اِخ) ابن حسین بن عبداللََّه بن عبدالرحمان بن علاءبن ابی صفرةبن مهلب عتکی کوفی، مکنی به ابوسعید بغدادی ادیب نحوی (۲۱۲ -۲۷۵ هـ . ق.). او راست: «الابیات السائرة»، «اشعار الفحول و القبائل»، «انساب بنی عبدالمطلب»، «شرح دیوان جران العود»، «شرح الهذلیین» و کتاب «اللصوص»، «المناهل و القری»، «النبات»، «النقائض» و «الوحوش». (هدیةالعارفین ج ۱ ص ۲۶۷) (زرکلی چ ۱ ص ۲۲۴).
کلمات همقافیه با «حسن سکری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر