معنی حسن زرینقلم
6 بازدید
[ حَ سَ نِ زَرْ ری قَ لَ ] (اِخ) خطاط خوشنویس. رجوع به زرین قلم و نمونهٔ خطوط خوش شاهنشاهی شود.
کلمات همقافیه با «حسن زرینقلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر