معنی حسن دامغانی
5 بازدید
[ حَ سَ نِ ] (اِخ) (پهلوان...) یازدهمین فرمانروای سربداران که از ۷۶۱ تا ۷۶۶ هـ . ق. امارت کرد. (حبیب السیر) (تاریخ عصر حافظ ج ۱ ص ۳۰۲) (تاریخ مغول اقبال ص ۴۷۴). و رجوع به سربداران و پهلوان حسن شود.
کلمات همقافیه با «حسن دامغانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر