معنی حسن خزاعی
5 بازدید
[ حَ سَ نِ خُ ] (اِخ) ابن حسین بن مصعب از سران لشکر مأمون عباسی در خراسان بود ویاغی شد و به کرمان رفت، و مأمون او را شکست داد و اسیر کرد و عفو نمود و در ایام واثق در طبرستان ۲۳۱ هـ . ق. درگذشت. (اعلام زرکلی چ ۱ ص ۲۲۴).
کلمات همقافیه با «حسن خزاعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر