معنی حسن جاندار
5 بازدید
[ حَ سَ نِ ] (اِخ) یکی از امرای شاهرخ پسر تیمور گورکان بود. (حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۴۴۵ و ۵۶۵).
کلمات همقافیه با «حسن جاندار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر