معنی حسن بصری

معنی حسن بصری

[ حَ سَ نِ بَ ] (اِخ) او راست: رساله در مناسک حج بنابر مذاهب اربعه. و در حاشیهٔ آن رساله ای در فضل مکه است. در مکه به سال ۱۳۱۷ هـ . ق. چاپ شده است.
[ حَ سَ نِ بَ ] (اِخ) ابن یسار، مکنی به ابوسعید. یکی از زهاد هشتگانه است. در مدینه به سال ۲۱ هـ . ق. متولد و در بصره به سال ۱۱۰ هـ . ق. درگذشت و قبرش در مغرب شطالعرب است. پدرش ابوالحسن یسار از مردم میسان بصره بود. او راست: «تفسیر قرآن»، «رسالة فی فضل مکة» و کتاب «الخلاص». و صاحب بیان الادیان او را مرجع فرقهٔ حسنیه از معتزله دانسته است. وی از پیشوایان طریقت صوفیه است و از انس بن مالک علم فرا گرفته و خدمت هفتاد تن از اصحاب بدر را دریافته است. (ابن الندیم). صوفیه او را مرید امیرالمؤمنین علی (ع) گویند و حبیب عجمی پیر طریقت داود طائی مرید حسن بصریست. کنیت او را بعضی ابوعلی و برخی ابومحمد و گروهی ابوسعید گفته اند. و از او آمده است: ان صحبة الاشرار نورث سوءالظن بالاخیار. (کشف المحجوب). گویند: وقتی کسی، قسم به طلاق زن خورد که حجاج در دوزخ است. سپس نزد حسن رفت و از او در امر این قسم پرسید او گفت چیزی بر تو نیست چرا اگر حجاج در دوزخ نباشد، زنای تو نیز با زن خود زیانی نخواهد داشت. رجوع به هدیةالعارفین ج ۱ ص ۲۶۵ و کشف الظنون و اعلام زرکلی چ ۱ ص ۲۴۳ و تجارب الامم ج ۲ ص ۱۵۹ و تاریخ الخلفا ص ۷۳ و ۱۶۵ و تاریخ گزیده و البیان و التبیین جاحظ، و عیون الاخبار، و الوزراء و الکتاب ص ۱۰۲ و نزهةالقلوب ج ۳ ص ۳۸ و تاریخ سیستان و عیون الانباء و المعرب جوالیقی و سبک شناسی و حبیب السیر و از سعدی تا جامی و تاریخ علم کلام شبلی و ابن خلکان و خاندان نوبختی ص ۳۳ و شدالازار و کتاب النقض ص ۳۸ و المصاحف و تذکرةالاولیاء ج ۱ ص ۲۲ و مجمل التواریخ و القصص و غزالی نامه و سیرة عمربن عبدالعزیز و روضات الجنات شود. حسن بصری در ادبیات فارسی نشانهٔ زهد و تقوی است و نامش در اشعار بسیار آمده است : گفت زآن فصلی خدیجه با حسن تا بدان شد وعظ و تذکیرش حسن. مولوی (مثنوی ص ۱۰ س ۱۳).
[ حَ سَ نِ بَ ] (اِخ) ابن میمون اخباری. از بنی نصر بود و محمدبن نطاح از وی روایت دارد، و در ۲۳۰ هـ . ق. درگذشته است. او راست: کتاب «الدولة» و کتاب «المآثر». (هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۶۶، از فهرست).
[ حَ سَ نِ بَ ] (اِخ) ابن میمون اخباری. از بنی نصر بود و محمدبن نطاح از وی روایت دارد، و در ۲۳۰ هـ . ق. درگذشته است. او راست: کتاب «الدولة» و کتاب «المآثر». (هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۶۶، از فهرست).

کلمات هم‌قافیه با «حسن بصری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید