معنی حسن بزرگامید
[ حَ سَ نِ بُ زُ اُ ] (اِخ) ابن محمدبن کیا بزرگ امید. یکی از امرای اسماعیلی الموت است. وی بجای پدرش محمد نشست و مقالات تازه در مذهب صباحی آورد و خود را به دروغ از فرزندان نزاربن مستنصر فاطمی شمرد و ادعای خلافت الهی کرد، و عاقبت به دست حسن نامور که از پیروان او بود در ۵۶۱ هـ . ق. کشته شده و پسرش محمد به جایش نشست. رجوع به دررالکامنة ج ۲ ص ۱۴ و از سعدی تا جامی. ص ۶۰، ۶۱، ۶۶، ۱۸۹، ۱۹۰، ۱۹۱، ۲۴۲، ۱۹۱ و ۲۹۳. و حبیب السیر و جامع التواریخ رشیدی ص ۱۵۲، ۱۵۳، ۱۵۵، ۱۵۸، ۱۵۹، ۱۶۰، ۱۶۱، ۱۶۳، ۱۶۵، ۱۶۶، ۱۶۸، ۱۶۹، ۱۷۰، ۱۷۱، ۱۷۲، ۱۷۴، ۱۷۸، ۱۸۴، ۱۸۹ و ۱۹۲. تاریخ عصر حافظ ص ۷، ۸، ۱۲، ۱۶، ۱۹، ۳۰، ۳۳، ۳۷، ۴۰، ۴۳، ۴۴، ۴۸، ۴۹، ۵۷، ۶۰، ۱۰۵ و ۱۲۰ شود.
کلمات همقافیه با «حسن بزرگامید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر