معنی حسن اسکندرانی
[ حَ سَ نِ اِ کَ دَ ] (اِخ) ابن علی و مکنی به ابوعلی بود و در پیرامون ۵۱۹ هـ . ق. درگذشت. او راست: «المذهب» در نحو. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۷۹).
کلمات همقافیه با «حسن اسکندرانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر