معنی حسن ادب
[ حُ نِ اَ دَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) خوش رفتاری کردن : منظور خردمند من آن ماه که او را با حسن ادب شیوهٔ صاحب نظری بود. حافظ.
کلمات همقافیه با «حسن ادب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دب» برای سرودن شعر