معنی حسن آق‌قوینلو

معنی واژه حسن آق‌قوینلو

4 بازدید
[ حَ سَ ] (اِخ) معروف به حسن بیگ یا اوزن حسن بن امیرعلی بن عثمان بن قتلغ بیگ بن حاجی بیگ، مکنی به ابونصر. نخستین فرمانروای خاندان آق قوینلو در آذربایجان و قفقاز (۸۷۳ -۸۸۲ هـ . ق.) که صورت گوسفند سفید بر پرچم خویش مینگاشتند. او حکومت خود را تا جنوب ایران گسترد و ابوسعیدخان تیموری و جهانشاه قره قوینلو و فرزندش مستعلی میرزا را کشت و خاندانشان را منقرض کرد و پس از او سلطان خلیل (۸۸۲ -۸۸۳ هـ . ق.) به تخت نشست. و این خاندان در ۹۲۰ هـ . ق. به دست شاه اسماعیل منقرض گردید. رجوع به آق قوینلو در همین لغت نامه و فهرستهای حبیب السیر و مجمل التواریخ گلستانه و از سعدی تا جامی و سبک شناسی و رجال حبیب السیر شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید