معنی حسنکیاده
5 بازدید
[ حَ سَ دِ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای سه گانهٔ بخش آستانهٔ شهرستان لاهیجان. این دهستان در قسمت شمال بخش کنار دریا و مصب سفیدرود واقع است. از ۶ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده، جمعیت آن در حدود هفت هزار تن. مرکز دهستان حسن کیاده. قراء مهم آن عبارت است از سالکده، اشمان کماچال، امیرکیاسر. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ حَ سَ دِ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان حسن کیاده بخش آستانهٔ شهرستان لاهیجان. ۲۰هزارگزی شمال آستانه، کنار دریا و مصب سفیدرود. ساحل مرطوب، مالاریایی. سکنهٔ آن ۴۹۴۹ تن. زبان، گیلکی، فارسی و ترکی. آب آن از نهر حسن کیاده از سفیدرود. محصول عمدهٔ آنجا برنج، کنف، ابریشم، بن شن، ماهی و مرغابی. شغل مردان زراعت و صید. حسن کیاده از چهار محله بنام بالامحله، میان محله، سردهنه و موسی چای تشکیل شده است. بالامحله در ساحل باختری میان محله و سردهنه. و موسی چای در ساحل خاوری سفیدرود واقع شده اند. ادارات دولتی: شهرداری، دهداری، شهربانی، گمرک، فرهنگ، دارائی، شیلات، پست و تلگراف در محلهٔ سردهنه واقع اند. اسکلهٔ کوچکی دارد که قایق های موتوردار ادارهٔ شیلات میتوانند به آن تکیه نمایند و یکی از مراکز مهم مؤسسهٔ شیلات شمال محسوب است. یکصد باب دکان و دبستان دارد. بنای بقعهٔ «شهید مزار» آن قدیمی است. در تابستان و فصل خشکی از کنار پل سفیدرود و از حسن رود به بندر انزلی کنارهٔ دریا اتومبیل رفت و آمد می نماید. مزارع قازکلا، لاکوژده، شهید مزار، جزء حسن کیاده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «حسنکیاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر