معنی حسن‌کندی

معنی حسن‌کندی

6 بازدید
[ حَ سَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه. ۶هزارگزی میاندوآب ۴هزارگزی باختر راه ارابه رو میاندوآب و میناب. جلگه، معتدل، مالاریایی. سکنهٔ آن ۱۷۳ تن شیعه. ترک زبان. آب آن از زرینه رود. محصول آنجا غلات، چغندر، کشمش، حبوبات. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی، جاجیم بافی. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴ ص ۱۷۴).
[ حَ سَ کَ ] (اِخ) دهی است از بخش سراکند شهرستان تبریز. ۱۲هزارگزی شمال سراکند. ۱۲هزارگزی شوسهٔ سراکند به تبریز. ده هزار گز بخط آهن میانه -مراغه. کوهستانی، معتدل. سکنهٔ آن ۵۰۲ تن شیعه. ترک زبان. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه مالرو دارد. (ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴ ص ۱۷۴).
[ حَ سَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قره قویون بخش حومهٔ شهرستان ماکو. در ۵۶هزارگزی جنوب خاوری ماکو، یک هزاروپانصدگزی جنوب شوسهٔ سیه چشمه به قره ضیاءالدین. دره، معتدل، مالاریایی. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن شیعهٔ ترک زبان. آب آن از درهٔ خورابلو. محصول آنجا غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی جاجیم بافی. راه ارابه رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ حَ سَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان به به جیک بخش سیه چشمه به قره ضیاءالدین. کوهستانی، سردسیر. سکنهٔ آن ۸۰ تن شیعهٔ ترک زبان. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه ارابه رو دارد. تابستان از شوسهٔ سیه چشمه به قره ضیاء الدین میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ حَ سَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل. در ۱۰هزارگزی خاور گرمی، ۷هزارگزی گرمی به بیله سوار. کوهستانی، گرمسیر. سکنهٔ آن ۷۳ تن شیعهٔ ترک زبان. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴ ص ۱۷۵).
[ حَ سَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گچلات بخش پلدشت شهرستان ماکو در ۳۵هزارگزی جنوب خاوری پلدشت، در مسیر راه ارابه رو قزل قشلاق به تپه سی دلیک. جلگه، معتدل، مالاریایی. سکنهٔ آن ۱۲۰ تن شیعهٔ ترک زبان. آب آن از قنات و مسیل. محصول آنجا غلات، پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی جاجیم بافی. راه ارابه رو دارد و اتومبیل میتوان برد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ حَ سَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گچلات بخش پلدشت شهرستان ماکو در ۳۵هزارگزی جنوب خاوری پلدشت، در مسیر راه ارابه رو قزل قشلاق به تپه سی دلیک. جلگه، معتدل، مالاریایی. سکنهٔ آن ۱۲۰ تن شیعهٔ ترک زبان. آب آن از قنات و مسیل. محصول آنجا غلات، پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی جاجیم بافی. راه ارابه رو دارد و اتومبیل میتوان برد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «حسن‌کندی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید