معنی حسنوند
4 بازدید
[ حَ سَ وَ ] (اِخ) اسم یکی از طوایف چهارگانهٔ پیش کوه ایلات کرد ایران که تقریباً ۵۰۰۰ خانوار میباشند و از پنج طایفه ترکیب یافته اند: بسطام، کاکل وند، ساکی و دولتشاه، و محل سکونت آنها در الیشتر (کنار رودخانهٔ کاکارضا، تنگ رباط جلگه و معدن رباط -تنگ حسن) است و شغل اهالی آنان گله داری میباشد. رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص ۶۳ شود.[ حَ سَ وَ ] (اِخ) یکی از دهستانهای بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد. این دهستان در مرکز بخش واقع و محدود است از شمال به کوه گرون، و از جنوب به دهستان ریمله و قسمتی از دهستان هنام بسطام، و از باختر به دهستان یوسفوند. موقعیت طبیعی آنجا جلگه. هوای آنجا معتدل مالاریائی. آب آن از رود سرآب ززامیری و میان ولان و چشمه. مرتفع ترین قله های کوه در این دهستان قله خرگوش لاب گرون است. این دهستان از ۴۹ آبادی تشکیل گردیده، جمعیت آن در پیرامن نه هزار تن، و قرای مهم آن عبارتند از: الشتر چقالکان هندی، رضاآباد، سالیانه. ساکنین این دهستان از طوایف حسنوند و یوسفوند و ابری هستند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «حسنوند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر