معنی حسنعلی‌کندی

معنی حسنعلی‌کندی

4 بازدید
[ حَ سَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دبجوبجین بخش مرکزی شهرستان اردبیل در ۱۸هزارگزی باختر اردبیل و ۱۵ هزارگزی شوسهٔ مشکین به اردبیل. کوهستانی و معتدل است. ۵۳ تن سکنهٔ شیعهٔ ترک زبان دارد. آب آن از چشمه و رود و محصول آن غلات، حبوبات و صیفی است. محل سکونت تیره ای از ایل شاهسون است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «حسنعلی‌کندی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید