معنی حسنشناس
6 بازدید
[ حُ شِ ] (نف مرکب) زیباشناس. اهل ذوق : از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل کاین کسی گفت که در علم نظر بینا بود. حافظ.
کلمات همقافیه با «حسنشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر