معنی حسرت اصفهانی
5 بازدید
[ حَ رَ تِ اِ فَ ] (اِخ) اسمش علیخان و ملازم شاهزاده محمدرضا میرزا متخلص به افسر حکمران گیلان بود و مرتبهٔ وزارت او یافت. هدایت گوید: ملاقاتش روی داده. جوانی نیکوخصایل شیرین شمایل مهربان خلیق و رفیق بود. چندی است که درگذشته. این بیت ازو به یادگار است: ما در رهش ز پای فتادیم و دیگرند آنانکه گفته اند به منزل رسیده ایم. (مجمع الفصحا ج ۲ ص ۹۳) (ذریعه ج ۹ ص ۲۳۸).
کلمات همقافیه با «حسرت اصفهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر