معنی حسرتفروش
5 بازدید
[ حَ رَ فُ ] (نف مرکب) کسی که چگونگی او موجب حسرت دیگران شود: در گلستانی که من آهی کشم تا روز حشر سرو را حسرت فروش جلوهٔ شبنم کنم. بیدل (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «حسرتفروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر