معنی حسرتآباد
4 بازدید
[ حَ رَ ] (اِ مرکب) جائی که جز حسرت در آن حاصل نشود. حسرتکده. حسرت خانه. آرمان خانه. || کنایت از دنیای فانی : گر اهل معرفتی دل در آخرت بندی نه در خرابهٔ دنیا که حسرت آباد است. سعدی.
کلمات همقافیه با «حسرتآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر