معنی حسبی اللََّه

معنی واژه حسبی اللََّه

4 بازدید
[ حَ یَلْ لاه ] (ع جملهٔ اسمیه، صوت مرکب) مرا خدای کافی است. مخفف حسبی اللََّه و کفی و گاه حسبی و کفی گویند. مأخوذ از آیهٔ: {/Bفَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اَللََّهُ لاََ إِلََهَ إِلاََّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِیمِ ۱-۱۶۹:۱۲۹/}(قرآن ۹/۱۲۹). و آیهٔ {/B«قُلْ حَسْبِیَ اَللََّهُ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ اَلْمُتَوَکِّلُونَ » ۳۴-۳۹۳۹:۳۸/}(قرآن ۳۹/۳۸). و حسبی اللََّه و نعم الوکیل، بسنده است مرا خدای و بس نیکوکار دارد که اوست، یا بس نیکوکار گذار که اوست، یا بس نیکو کاردانی است او: بدم ناامید و زبان مرا همه گفته جز حسبی اللََّه نبود.مسعودسعد. چون «تمسکت بحبل اللََّه» از اول دیدند «حسبی اللََّه و کفی» آخر انشا بینند.خاقانی. حسب رزق از خدای دارم و بس حسبی اللََّه وحده ابدا.خاقانی. و عمل گفتن این جمله را «حسبلة» گویند چنانکه بسمله و حوقله.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید