معنی حسامالدین شیرزاد
5 بازدید
[ حُ مُدْ دی نِ ] (اِخ) از شیرزادیان حکام قزوین است، نام وی عمر پسر حاجی بدرالدین پسر شیرزاد پسر شیران بود. مستوفی گوید: پیش امیربوقا که امیر الوس بود راه نیابت یافت و پیش پادشاه مرتبه ای بلند کرد. چند سال حاکم بر و بحر ملک فارس گشت. (تاریخ گزیده صص ۸۴۶-۸۴۷).
کلمات همقافیه با «حسامالدین شیرزاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر