معنی حسامالدین اینانج
4 بازدید
[ حُ مُدْ دی ] (اِخ) حاکم ری از طرف ملک ارسلان بن طغرل بن محمدبن ملکشاه بود و به همراهی عزالدین قیماز حاکم اصفهان بر شاه طغیان کرد، و پس از جنگ و شکست به مازندران فرار کردند و در ۵۵۹ هـ . ق. به ملازمت سلطان تکش که در خوارزم حکومت داشت رفت، و از وی لشکری گرفت و به عراق شتافت و در قزوین و ابهر به قتل و غارت پرداخت ولیکن سلطان ارسلان او را مجدداً بشکست و او به مازندران گریخت، ولیکن در ۵۶۳ هـ . ق. باز به ری آمد و پس از جنگها، صحبت از صلح شد ولیکن شبی که صباحش موعد ملاقات بود اینانج را در منزلش کشته یافتند و سلطان ارسلان ری را به جهان پهلوان نصرةالدین محمد داد و جهان پهلوان دختر اینانج را به زنی گرفت و قتلغ اینانج از وی متولد گشت. (ازحبیب السیر چ خیام ج ۲ صص ۵۳۰-۵۳۱).
کلمات همقافیه با «حسامالدین اینانج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر