معنی حساسی
6 بازدید
[ حَ سْ سا ] (حامص) حساسیت. حساس بودن. حساس شدن. حساسی سامعه. حساسی ذائقه و مانند آن. حساس بودن عضو مخصوص آن حس.
کلمات همقافیه با «حساسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر