معنی حسادت
6 بازدید
[ حَ دَ ] (ع مص) حسد ورزیدن. بد خواستن. تمنا کردن انتقال نعمت و فضیلت از کسی بسوی خویش یا زایل شدن از وی. (آنندراج). رشک. رشک بردن. حسد. بدخواهی. بدخواستن. (تاج المصادر بیهقی). رشگنی. بدخواستن برای کسی .
کلمات همقافیه با «حسادت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دت» برای سرودن شعر