معنی حساب روشن کردن
4 بازدید
[ حِ رَ شَ کَ دَ ] (مص مرکب) تصفیهٔ حساب کردن : وی در حساب دلها ناورده ای دل من گویا که با دل من کردی حساب روشن. سنجر کاشی (از آنندراج در مادهٔ حساب کردن).
کلمات همقافیه با «حساب روشن کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر