معنی حساب جستن
4 بازدید
[ حِ جُ تَ ] (مص مرکب) حساب خواستن. حساب کشیدن : ز روی عدالت بجوید ز هرکس حساب و کتاب طوامیر و دفتر. رجائی اصفهانی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «حساب جستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر