معنی حسابگری
5 بازدید
[ حِ گَ ] (حامص مرکب) عمل حساب گر. محاسبی. || دوراندیشی. || فالگیری.
کلمات همقافیه با «حسابگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر