معنی حسابگاه
4 بازدید
[ حِ ] (اِ مرکب) دیوان که در هندوستان آنرا کچهری گویند. (آنندراج). جای حساب کشیدن. || کنایه از روز قیامت و صحرای محشر: اهل فریقین در تو خیره بمانند گر بروی در حسابگاه قیامت.سعدی. ز شرم کثرت عصیان من به رعشه فتد حسابگاه قیامت چو ارض نیشابور. عرفی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «حسابگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر