معنی حزین دیلمی
6 بازدید
[ حَ نِ دَیْ لَ ] (اِخ) ابوالحکم حزین بن سلیمان دیلمی کنانی. از شاعران عرب در دورهٔ امویست و در پیرامون سال ۹۰ هـ . ق. درگذشته است. ساکن مدینه بود و از حجاز بیرون نشد. مردی هجّاء و بدزبان بود و از راه بدگوئی نان میخورد، و گویند عمروبن وهیب نام داشته و حزین لقب او بوده است، تنی پرموی و شکم فراخ و بینی بزرگ داشت. ابوالفرج اصفهانی گوید حزین اشعاری در حق عبداللََّه بن عبدالملک دارد که راویان آنرا در اشعار فرزدق که در حق علی بن الحسین سروده است، داخل کرده اند. و آن این است: اللََّه یعلم ان قد جبت ذایمن ثم العراقین لایثنی السأم ثم الجزیرة اعلاها و أسفلها کذاک تسری علی الاهوال بی القدم ثم المواسم قد اوطأها زمناً و حیث تحلق عندالجمرة الهم قالوا دمشق تنبیک الخبیر بها ثم ائت مصر فثم النائل العمم. و پس از دو بیت: فی کفه خیزران رعیها عیق من کف اروع فی عرنینه شمم یغضی حیاء و یغضی من مهابته فما یکلم الاحین یبتسم تری رؤس بنی مروان خاضعة یمشون حول رکابیه و ما ظلموا. و این اشعار را برخی به داودبن سلم نسبت کرده اند که در حق قثم بن عباس سروده است. و برخی گویند خالدبن یزید که مولای قثم بود این اشعار در حق قثم گفت. و نیز جاحظ اشعار زیر را از حزین کنانی در حق طلحةبن عبداللََّه از فرزندان ابوبکر صدیق آورده است: فان تک یا طلح اعطیتنی جمالیة تستحق السفارا غاکان نفعک، لی مرّة ولا مرتین ولکن مراراً. (البیان و التبیین چ حسن السندوبی ۱۹۳۲م. ج ۱ ص ۲۸۵ و ج ۳ ص ۱۵۰) (اغانی ج ۱۴ ص ۷۴) (الاعلام زرکلی چ ۱ ج ۱ ص ۲۱۸).
کلمات همقافیه با «حزین دیلمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر