معنی حزینی هندی
5 بازدید
[ حَ یِ هِ ] (اِخ) نامش محمدرضی است و برضوی مشهور است در صبح گلشن این شعر به وی منسوب شده است: ز کویش میگذشتم خار در پایم شکست آنجا بحمداللََّه که تقریبی شد ازبهر نشست آنجا. (صبح گلشن ص ۱۱۹) (ذریعه ج ۹ ص ۲۳۶).
کلمات همقافیه با «حزینی هندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر