معنی حزیمه
7 بازدید
[ حَ مَ ] (اِخ) نام پدر زبیر و پدر هبیرة است که محدثند. (منتهی الارب). رجوع به ابوحزیمه شود.[ حَ مَ ] (اِخ) طایفه ای از مضر و ازمه نیز نامیده شود. (سمعانی).
کلمات همقافیه با «حزیمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر