معنی حزیقة
6 بازدید
[ حَ قَ ] (ع اِ) جماعت. گروه. || پاره ای از هر چیز. || حدیقة. بستان. ج، حزائق. حُزَّق. حُزَق. حَزیق. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حزیقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر