معنی حزیزی
5 بازدید
[ حِ ] (ص نسبی) منسوب به حزیز، قریه ای به یمن. (سمعانی).[ حِ ی ی ] (اِخ) یزیدبن مسلم جرتی. اصل وی از جُرت بود و به حزیز منتقل گشت. مسلم بن محمد صنعانی از وی روایت دارد. و ابن ماکولا وی را یاد کند. (سمعانی) (معجم البلدان). و رجوع به جرتی شود.
کلمات همقافیه با «حزیزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر