معنی حزوری

معنی حزوری

6 بازدید
[ حَ زَوْ وَ ] (ع ص نسبی) منسوب به جدی بنام حَزَوَّر. (سمعانی).
[ حَ زَوْ وَ ] (اِخ) اصفهانی محمدبن ابراهیم بن یحیی بن حکم بن حزور ثقفی حزوری مولای سائب بن الافزع از اهل اصفهان است و از مصیصی محمدبن سلیمان روایت کند. (سمعانی).
[ حَ زَوْ وَ ] (اِخ) بغدادی محمدبن ابراهیم بن ابی الحزور، وراق بغدادی است، از بشربن موسی روایت دارد و ابراهیم بن مخلد از وی. در ربیع الاول ۵۳۴ هـ . ق. درگذشت. (سمعانی).
[ حَ زَوْ وَ ] (اِخ) کوفی. علی بن حزور. از ابومریم جعفی و یونس بن بکیر و سعیدبن محمد وراق و مصعب بن سلام از وی روایت دارند، لکن قوی الحدیث نباشد. (سمعانی ۱۶۷).
[ حَ زَوْ وَ ] (اِخ) نصربن حزور. از زبیر عدوی روایت دارد، و ابوحنیفهٔ کثیر از وی. (سمعانی ۱۶۷).

کلمات هم‌قافیه با «حزوری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید