معنی حزقیا

معنی حزقیا

7 بازدید
[ حِ ] (اِخ) (به معنی قوت خدا) و او پسر و جانشین آحاز و یکی از سلاطین یهودا بود که در بیست و پنج سالگی در ۷۲۶ ق. م. به تخت سلطنت جلوس نموده مدت بیست و نه سال یعنی از ۷۲۶ الی ۶۹۸ ق. م. ملک راند و شخص متقی و خداترس بوده. (دوم پادشاهان ۱۸:۵) (۱۹:۲). اسمش با پادشاهان صافی عقیدت و نیکوطینت و پسندیده فطرت یهودا یعنی یهوشافاط و یوشیا هم ردیف گردید و قواعد و شرایع مقدسهٔ موسوی را تجدید نموده بت پرستی را نابود ساخت. (دوم پادشاهان ۱۸:۲ و ۲۲). و مکانهای بلند و مذابحی که محض بت پرستی ساخته و مقدس گشته بود منهدم گردانید و هم مار برنجینی را که موسی ساخت بشکست زیرا که بنی اسرائیل آنرا پرستش مینمودند و برای آن بخور می سوزانیدند. (دوم پادشاهان ۱۸:۴). و هیکل را نیز مرمّت نمود. (دوم تواریخ ۲۹:۳). و در ایام عید فصح شادی بسی عظیم و ولیمهٔ نیکو تدارک نمود که مثل آن در ایام سلیمان و داود در اورشلیم دیده نشده بود. (دوم تواریخ ۳۰:۲۶). پس بر تمام اسباط اسرائیل از «دان» الی «بئر شبع» ندا درداد که برای فصح در اورشلیم حاضر آیند (۲ تواریخ ۳۰:۵) و بدین واسطه آتش غیرت دینی و هم نوعی در قلوب جمیع حضار مشتعل گردید (دوم تواریخ ۳۱:۱) وی اشعیای نبی را به اعلی درجه احترام نمودی و در امورات مهمه بر مشورت وی نهایت اعتماد داشتی (دوم پادشاهان ۱۹:۲ و ۳) (اشعیا ۳۷:۲ و ۳) و این شخص در امور جنگ و سیاست با کفایت و با اهمیتی بود چنانکه با فلسطینیان ساز حرب داده آنچه را پدرش از دست داده بود، استرداد فرمود (دوم پادشاهان ۱:۸) و بر پادشاه آشور عاصی شده طوق عبودیت وی را از خود برانداخت (دوم پادشاهان ۱۸:۸) چون مدت چهارده سال ملک راند، سنخاریب لشکری عظیم ساز داده به شهرهای یهودا تاختن آورد و آنها را مفتوح ساخته از آن پس شهریار آشور ربشاقی را برای تخویف حزقیا فرستاد تا مگر حزقیا را به اطاعت وی دعوت نماید. ربشاقی آمده وی را از عقب تحقیر نموده، سخنان هزل آمیز به زبان راند (دوم پادشاهان ۱۷:۱۹) لهذا حزقیا از اشعیای نبی استمداد جسته، وی در جواب فرمود که: خداوند ترا از دست شهریار آشور خلاصی خواهد بخشید (دوم پادشاهان ۱۹:۶) و بر حسب فرمودهٔ وی به وقوع پیوسته، فرشتهٔ خداوند بسیاری از عساکر ملک آشور را زده هلاک کرد و مابقی را پراکنده نمود (دوم پادشاهان ۱۹:۲۵) چنانکه آن مطلب بطور خارق عادت در کتب مورخین سه گانه که تاریخ حیات حزقیا را تصنیف نموده اند مسطور است (دوم پادشاهان ۱۹:۲۵) (دوم تواریخ ۳۲:۲۱) (اشعیا ۳۷: ۳۶) و با پادشاه مصر نیز هم عهد گردید (دوم پادشاهان ۱۸:۲۱) و به موافق (دوم پادشاهان ۱۸:۷) و (دوم تواریخ ۳۲:۲۷-۲۹) شخص بامکنت و ثروتی بوده در تمامی کارهایش خداوند با وی بوده و کامیاب میشد. و از جملهٔ امور غریبه که به حزقیای پادشاه منسوب میباشد یکی آنکه به مرض سختی مبتلا گردید و امید شفا از وی قطع شد. پس اشعیای نبی وی را عیادت کرده گفت خواهی مرد. (دوم پادشاهان ۲۰:۱) و چون او این مطلب را شنید رو به دیوار کرده بی نهایت بگریست و محض رفع آن بلای قطعی بدرگاه حضرت رب الارباب دعا و زاری نمود و چون اشعیا بیرون آمد کلام خداوند مجدداً نازل شده فرمود برو و حزقیا را بگو که خداوند پانزده سال دیگر بر عمرت افزوده است (دوم پادشاهان ۵۲۰:۶) و آیتی برای وی قرار داد که سایه ده درجة به عقب برگردد (دوم پادشاهان ۲۰:۱۰) دیگر اینکه اشعیا دربارهٔ عذاب و عقابی که بر خانوادهٔ وی وارد خواهد آمد، نبوت فرمود (دوم پادشاهان ۲۰:۱۷) زیرا که جمیع خزانه و دولت و مکنت خود را به ایلچی شهریار بابل که محض تبریک شفا یافتن وی آمده بود نشان داد، خلاصه حزقیا وداع جهان گفته با پدران خود در مقبرهٔ نبی داود مدفون گردید (دوم تواریخ ۳۲:۳۳). (قاموس کتاب مقدس ص ۳۲۰). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و مجمل التواریخ و القصص ص ۱۴۰، ۱۴۴، ۲۰۵، ۲۱۲، ۲۱۳ و ۴۳۵ و الکامل ابن اثیر ج ۱ ص ۸۹ و تاریخ گزیده ص ۲۱ و فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۴۰ و ایران باستان چ ۱ ص ۱۹۱، ۱۱۶۷، ۱۴۵۶ و ۱۶۸۶ و مزدیسنا چ ۱ ص ۹۸ شود.

کلمات هم‌قافیه با «حزقیا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید