معنی حزانة
5 بازدید
[ حُ نَ ] (ع اِ) نام نخستین تاخت عرب بر بلاد عجم است که غنایم بسیار بدست کردند. (منتهی الارب). || عیال مرد که بجهت ایشان اندوه خورد. (معجم البلدان). || شرطی بود عرب را بر ایرانیان خراسان بدان شهرها که بصلح گرفته بودند که هر زمان جیشی از عرب از آن شهر گذشتن خواهد، مردم شهر خانه و ضیاع و آذوقه بدیشان دهند تا گاه رسیدن به شهر دیگر.[ حُ نَ ] (اِخ) موضعی است که نامش در شعر آمده است. (معجم البلدان). || از اعلام است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حزانة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر