معنی حزاق
8 بازدید
[ حِ ] (ع اِ) دست برنجن سطبر و آنچه به وی بندند.
کلمات همقافیه با «حزاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر