معنی حزار
5 بازدید
[ حَ زْ زا ] (ع ص) دیدزن. تخمین زننده. خراص. برآوردکننده. اندازه کننده. تخمین کننده : معابر کسی را گویند که عمال و ولات بعد از آن که مسّاحان و حزّاران مواضع پیموده و مساحت کرده باشند او را بفرستند تا بر این مواضع بگذرد و احتیاط کند و باز بیند که مساحان سهوی و میلی و محابایی نکرده اند. (تاریخ قم ص ۱۰۸).[ حَ زْ زا ] (اِخ) قبیله ای است از حمیر. || منسوب به حزر. (سمعانی).
کلمات همقافیه با «حزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر